هادی و هدی

آدائی: نمی دونم چه حکمتیه از زمانی که این دوتا به دنیا اومدن من هم وبگرد شدم و هم وبلاگ نویس، اونم بعد از ٩ سال که دیگه وبلاگ نمی نویسم. اما به هر حال چون دلم می خواهد این وبلاگ همیشه به روز باشه این پست رو می نویسم .

هادی و هدی رو خیلی دوست داشتم ، بعضی از موضوعات قصه هاشون هم یادمه مخصوصا اون متن تیتراژ اولشو که میگفت عروسکهای خوبیم ....و آخرش آقا بابا میومد و می گفت : راستی خومم آقبابام!

این روزها همش یه جور تداعی این داستان تو ذهنمه . من اصولاً از لقب گذاشتن برای نوزاد از بدو تولد خوشم نمیاد ولی نمی دونم چرا دوست دارم به پانته آ و بردیا بگم هادی وهدی...

هر چند که اسمهای خودشون از زیبا ترین و شیرین ترین نامهای ایرانیه و نشان دهنده هویت ملی و ایرانی اونهاست ولی شاید دلیل این علاقه من حس کودکیم به هادی و هدی است که دائم به من می گه بردیا قرار خرابکاری کنه درست مثل هادی و پانته آ قراره سرزنشش کنه درست مثل هدی ، علیرضا قراره خسته از سر کار برگرده و از سوپر آقبابا کلی خرید بکنه درست مثل بابای هادی و هدی، سیما قراره دائما مشغول گردگیری و کار خونه باشه درست مثل مامانه هادی و هدی و مامان زهره توی خونه اونها همیشه باشه و سر دوقلو ها رو گرم کنه درست مثل مامان بزرگ گرد و قمبله هادی و هدی و راستی بابا ولی هم که کاملا شبیه آقا باباس!

این وسط تکلیف آدائی هادی و هدی و عمه ها و خاله ها و مامان بزرگ و بابا بزرگ و ... برای من روشن نیست فقط به این دلیل که توی هادی و هدی چیزی از اونها ندیدم!

/ 5 نظر / 20 بازدید
بابای 2قلوها

سیامک سورپرایزم کردی با این پستی که گذاشتی. این روزا که من سرم شلوغه و نمیرسم که آپ بشم دائی عزیز بچه ها زحمت این قسمت رو میکشه و ما رو خوشحال میکنه.این دفعه هم رفته سراغ کارتونی که تو بچگی همه علاقمندش بودیم و دوستش داشتیم غافل از اینکه روزی حکایت خودمون میشه. تو شخصیتهای این کارتون از همه بیشتر باید به مادربزرگ اشاره کرد که این روزها شده (به اصطلاح)آچار فرانسه و مرکز ثقل خونه’ما و خدا میدونه که اگه نبود ما چیکار میخواستیم بکنیم و خدا همیشه نگهدارش باشه. خلاصه که بهت خسته نباشی و خدا قوت میگم دائی جان عزیز بردیا و پانته آ ... [گل][گل][گل][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][هورا][هورا][هورا]

سیما مامی بچه ها

بعد از 17 روز من تازه توانستم تو این وبلاگ بروم جاداره از برادر عزیزم بخاطر این هدیه به جا ماندنی تشکر کنم . از همه شما بخاطر نظراتتون متشکرم.

مرتضی نعمتی

آقا ما نفهمیدیم نویسنده این وبلگ کیه ؟چرا یکی دیگه از یکی دیگه تشکر میکنه چرا صاحب وبلاگ سورپرایز میشه و از سیامک تشکر میکنه.و.... به هر حال علی جان خیلی مخلصیم. هادی هدی رو آروم ببوس.

کشکول

دلمون آب شد چرا به روز نمیشید؟

yasaman

سلام چرا این جا سوت و کوره؟ عکس جدید نی نی هارو بزارین ببینیم دلمون آب شد آدایی کمک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟