عشق

سلام:

   قبل از هر چیزی که برای نوشتن به ذهنم برسه باید تشکر کنم از ابراز گرم محبتتون که خودتون رو شریک شادی های من و سیما دونستید و از این وبلاگ دو قلو هااستقبال کردید و به من انگیزه ای دادید که نوشتن این وبلاگ رو ادامه بدم.

   تشکر میکنم از سیامک عزیزم که این بلاگ رو برای خواهرزاده هاش ساخت و هدیه داد به من.

   بزرگترین آرزوی یک کودک اینه که اسباب بازی یا عروسکی که خیلی دوست داره رو براش بخری که انگار دنیا رو بهش دادی و زیبا ترین آرزوی یک نوجوان یا جوان داشتن یک کامپیوتر و لباسهای مارک دار و...و ماشینه.بزرگتر که میشه و وقت ازدواجش فرا میرسه همه میگن که زیباترین شب زندگیش رو تجربه میکنه.

   روزی که متوجه میشه همسرش بارداره شکه میشه و زبونش بند میاد(یا به قولی هنگ میکنه)که بابا جون من خودم هنوز بچچم حالا قراره بابا بشم؟

   تو این مدت همه ازش میپرسن چه حالی داری که داری بابا میشی؟میگه خیلی خوشحالم(ولی دلش به لرزه میفته تا اسم بچه رو میشنوه).

_یعنی من دارم بابا میشم؟بابا ها چه جوری باید باشن؟یعنی یک عمر مسئولیت و این حرفا؟

خلاصه:

   طبق قانون طبیعت 9 ماه میگذره و روز به دنیا اومدن فرزندان فرا میرسه و آقا خانم رو میبره بیمارستان.

   دل تو دل پدر نیست و همسرش رو روی تخت بیمارستان میبینه.پرستاران ایشون رو با خودشون میبرن اتاق عمل.حالا در حالی که دست و پای پدر یخ کرده ضربان قلب و فشار خونش رفته بالای 1000.

   مادر بزرگها که پیش پدر ایستادن سعی میکنن خودشون رو خونسرد نشون بدن ولی تو راهرو هی قدم میزنن.پدر بزرگها عمه ها خاله ها و همه و همه ... دم در بیمارستان منتظر خبر خوش هستند.

   20 دقیقه بعد خانم پرستار دو کودک دوقلو رو با خودش میاره و داخل اتاق میبره و صدا میزنه :     پدر بچه ها بیاد تو اتاق .

   حالا دیگه چه کنم چه کنمها فراموش میشه و احساس میکنی قلبت توی اون محفظه مخصوص نوزاده که داره واست بال بال میزنه.دیوونه میشی و دل تو دلت نیست ولی باورت میشه که پدر شدی و حاااااااااااااااااااااااااااال میکنی.دیگه هیچ چیز و هیچکس برات مهم نیست جز همسرت و بچه ها ئی که اون تو دارن گریه میکنن.

   اگه بخوام ادامه بدم کامپیوترتون موقع خوندن میسوزه اینقدر طولانیه.

   عکسی که ضمیمه کردم میدهد خبر از سر درون.....................

       

 

/ 10 نظر / 32 بازدید
سیامک

راست میگه من شاهدم! ولی خودمونیم عجب عکاس زبلی بوده.

amee sheida

to hey dele maro ab kon ba in jingila shomareshe makoos vase umadaneshoon be khoone hoooooraaaaa

amee sheida

bebakhshid khanoomaye aziz shoma chetori sar az u.s dar avordin? be ma ham yad bedin

yekta

eyval kheili saite bahalie.TABRIK.daram mimiram ke az nazdik bebinameshoon.rasti maman inja ro ba FACEBOOK eshtebah gerefte.khubish ine inja filter nist.BE FACEBOOKE JADID KHOSH AMADID.[خنده][قهقهه]

پریسا(مامان پرنیان)- خواهرشوهر شبنم

علیرضا جان خیلی خیلی به تو و سیما جون تبریک میگم. هزار ماشاا... خیلی نازن. چه جوری میخواین شکر این دو تا فرشته کوچولو رو به جا بیارین؟ واقعا بزرگترین نعمت خدا نسیبتون شده. به امید شادی برای شما و سلامتی برای دو تا جوجه. [گل] من هم 4 ساله که برای پرنیان وبلاگ مینویسم. البته اوایل بهتر و با حوصله بیشتری مینوشتم ولی الان خیلی سرم شلوغه و کمتر وقت میذارم. ولی درعین حال ماهی یکی دو بار آپ میکنم. آدرس وبلاگ شما رو توی وبلاگ پرنیان لینک میکنم. اگه شما هم دوست داشتین همین کار رو کنین. http://parniannaghavi.persianblog.ir

سیامک

مامان زهره 30 سال پیش یعنی در تاریخ 7/10/1359 در بیمارستان ایرانمهر برای زایمان بستری میشه. (درست مثل دیشب 7/10/1389) و شام براش همبرگر میارند با نون گرد ( درست مثل دیشب 7/10/1389) و فرداش دکتر عباس صرام برای ویزیت نوزاد میاد (درست مثل دیشب7/10/1389) جالبه مگه نه؟ بردیا و پانتا آ جان تولدتون مبارک (درست مثل امروز 8/10/1389)!

بابای2قلو ها

پس فردای 30 سال پیش دائی 2قلوها به دنیا میاد (درست مثل امروز1389/10/8).پس فردای 30 سال پیش مامان بزرگ 2قلو ها به بیمارستان ایران مهر میره(درست مثل امروز1389/10/8).پس فردای 30سال پیش دکتر صرام دائی 2قلوها رو معاینه میکنه(درست مثل امروز1389/10/8) سیامک جان خان دائی عزیز تولدت مبارک(درست مثل پریروز 2قلو ها)

asal

salam va khaste nabashid be maman babaye dogholohaaa...khastam begam ma montazere axaye jadid hastiiiim....

سپیده

بسیار تاثیرگذار بوددددددد و ممنونکه لذتتون رو با همه تقسیم کردین آدم با خوندنش دلش میخواد مادر/پدر بشه... خیلی هم کار جالبیه که برای یه نوزاد همچین بلاگی درست کردین...

Behnam&Elham

Axharo ke negah mikoni ghoror o shadiro tochehreha misheh did.enshalah zir sayeh bozorgtara bozorg shan va hamchenan baes eftekhar bozorgtarashon bashan.maro mesle shaghayegh jun to shadi khodeton taghsim nakionid balke sahim konid